گفتگوی ایرج نظافتی با مرحوم منوچهر طاهرزاده
گفتگوی ایرج نظافتی با مرحوم منوچهر طاهرزاده
(حدود 13 سال پیش)
یاد قدیما تو کوچه میعاد
سخن گفتن از هنرمندی که دنیایی از عشق و عرفان و مرام و معرفت و صداقت و درستی بود، کار سهل و آسانی نیست.
منوچهر طاهرزاده،هنرمندی که هنوز در کوچه پس کوچه های کرمانشاه می توان نوا و نغمه او را شنید که چگونه از "کوچه های میعاد " می خواند و از کوچ پرستوها در " پاییز" غمگین بود و عاشقانه "بیا مرا باور کن" را زمزمه می کرد و بسیجی وار برای رزمندگان دفاع مقدس می خواند.
خاطره آشنایی راقم این سطور با آن هنرمند برجسته به اوایل دهه هفتاد بر می گردد که دانش آموزی دبیرستانی بودم و در فکر جمع آوری کتاب در حوزه "تاریخ موسیقی کرمانشاه" که به اتفاق دوست گرانقدرم آقای اسدالله آزادی به منزل آن مرحوم واقع در خیابان خیام کرمانشاه رفتیم و از آن پس تشویق های آقا منوچهر همیشه چراغ راهم بود و جمع آوری آن کتاب به نوعی مرهون راهنمایی های ایشان از بنده حقیر بود.
یکی از دغدغه های همیشگی منوچهر طاهرزاده که تا لحظه مرگ او را عذاب می داد پیوستن برادر هنرمندش" حمیدرضا طاهرزاده" به گروهک تروریستی منافقین (مجاهدین خلق) بود.
آقا منوچهر می گفت که پدر و مادرم خیلی با حمید صحبت کرده اند که از این سازمان خارج شود اما متاسفانه آنچنان شستشوی مغزیش داده اند که به هیچ صراطی مستقیم نیست و فکر می کند با حضور در آن گروه آدم کش، به ایران و ایرانی خدمت می کند!
به یاد دارم که این صحبتهایم با استاد طاهرزاده در همان سال 74 بود که یک سال از بمبگذاری گروهک منافقین در حرم مطهر امام رضا(ع) می گذشت و آن مرحوم به این موضوع اشاره داشت و می گفت : پدرم با حمید صحبت کرده و گفته گروهی که حتی به حرم امام رضا(ع) هم رحم نکرد و این همه جرم و جنایت و خیانت در کارنامه خود دارد اصلا جایز نیست که با آنها فعالیت داشته باشی.
این در حالی بود که منوچهر طاهرزاده آثار ناب و فراموش نشدنی از جمله آهنگ بسیجی،مردم باینه جنگ، مسلمان جنگه و . . . را به ثبت و ضبط رسانید و در راستای خدمت به موسیقی انقلاب اسلامی یکی از هنرمندان پیشرو در صداوسیمای مرکز کرمانشاه بود.
گرچه این هنرمند گرانقدر در آذر ماه سال 82 رخت از جهان فانی بست و به دیار باقی شتافت اما نام و یاد او همیشه در دل هنردوستان کرمانشاهی پاینده و جاوید است.
چند شب پیش در منزل آرشیو روزنامه های قدیمی ام را ورق می زدم که ناگهان به دو گفتگویم با منوچهر طاهرزاده برخوردم که در همان زمان در روزنامه محلی آوای کرمانشاه به چاپ رسیده بود.
اولین مصاحبه در شماره 360 روزنامه آوای کرمانشاه روز پنجشنبه 25 اسفند ماه سال 1379 بوده و دومین گفتگو در شماره 517 آوا روز دوشنبه 19 اسفند ماه 1381 یعنی حدود کمتر از نه ماه قبل از فوتش بوده است که خواندن آن پس از 13 ،14 سال خالی از لطف نیست.
پاسخ های صریح و قابل تامل مرحوم طاهرزاده به سئوالاتم و نظرش درباره وضعیت موسیقی پاپ و نگاهش به برخی از ترانه هایش جالب و خواندنی است.
باور کنید چند شب پیش هنگامی که در منزل این گفتگوها را تایپ می کردم تا دوباره منتشر کنم، با تایپ هر جمله اش گریستم و لحظه ای آن قیافه جدی منوچهر طاهرزاده که روبرویم نشسته بود و به سئوالاتم پاسخ می داد، از خاطرم دور نمی شد.
گفتگوی اول را در منزل مرحوم پدرش واقع در خیابان بهار کرمانشاه انجام دادم و گفتگوی دوم هم در استودیوی آقای احمدرضا پیرستانی و در هنگام تمرین با گروه آراد انجام شد.
این گفتگو را به دوست عزیزم آقای نادر دارستانی سردبیر هفته نامه نقدحال دادم و روز شنبه 16 آذر این گفتگوها در این نشریه به چاپ می رسند. ضمنا دایره توزیع و انتشار هفته نامه نقد حال تهران،کرج و استانهای غرب کشور است و دوستان تهرانی می توانند از طریق دکه های مطبوعاتی سطح شهر تهیه بفرمایند.
روحش شاد و بهارستان یادش پیوسته بی خزان باد
ایرج نظافتی – آذرماه 1392 – تهران
-------------------------
عین مطلب چاپ شده در روزنامه آوای کرمانشاه را می خوانید:
گفتگوی اول در شماره 360 روزنامه آوای کرمانشاه روز پنجشنبه 25 اسفند ماه سال 1379
کوچ غمنای پرستوهای شاد . . .
این بار پای صحبتهای یکی دیگر از پیشکسوتان و ارزندگان موسیقی دیارمان می نشینیم.
منوچهر طاهرزاده خواننده سرشناس و چهره شاخص موسیقی کرمانشاه به سال1334در کرمانشاه و در خانواده هنرمند و موسیقی دان متولد شد.
در صدای طاهرزاده دنیایی از عشق و عرفان نهفته است و آثاربسیار زیبا و خاطره انگیزی که باصدای او اجرا و پخش شده از جمله تصانیف پاییز،بسیجی،صدای آشنا،آلونک،رندانه رندانه و . . . که هر کدام از این آثار برای مردم ما تداعی کننده خاطرات گرانبهایی است . با هم می خوانیم گفتگویی صمیمانه با هنرمند برجسته و مردمی دیارمان منوچهر طاهرزاده:
- آقای طاهرزاده! شما از چهره های برجسته و مطرح در خوانندگی و آهنگسازی موسیقی پاپ در کرمانشاه بوده و هستید،از اوایل فعالیت رسمی خود در این راه بگویید و چطور شد که به موسیقی مردمی پاپ گرایش پیدا کردید و اصولا هدف شما در ارایه این نوع موسیقی چه بود؟
** هدف ما بر این مبنا بوده و هست که موسیقی پاپ و رسالت و عملکرد آن چیست و از اینکه چه می خواهد بگوید و جنبه های مختلف آن در برابر موسیقی سنتی چگونه است.
موسیقی پاپ را بنده از سال 1350 با ارکستر رادیو و تلویزیون کرمانشاه به سرپرستی استاد محمود مرآتی آغاز نمودم و اولین کاری که اجرا کردم به سرپرستی و رهبری ایشان در ارکستر رادیو بود که آهنگهای پاییز،نجات و. . . یادگار همان ایام است و اخیرا هم در کاست آخرین برگ آنرا بازخوانی کردم و دیکته و سلفژ را نزد ایشان آموختم و بعدا ایشان چند آهنگ از ساخته های بنده را برای ارکستر پاپ تنظیم و رهبری کردند که این کار سکوی پرتابی شد برای من که به طرف افقهای بازتر موسیقی پاپ حرکت کنم و خوشبختانه هم در زمینه موسیقی سنتی و هم پاپ کار کردم و در هر دو زمینه آثاری به صورت کاست یا ضبط در صداوسیما دارم.
- شما که فعالیتهای مستمری در موسیقی داشتید چطور شد که بعد از انقلاب و تا سال 1374 فعالیت شما در حیطه صداوسیمای مرکز کرمانشاه محدود شد و پس از آن نوار "بیدلان" را ارایه نمودید که در آن چهره ای از موسیقی سنتی و عرفانی کرمانشاه را نشان دادید.
** چون آنزمان که فرمودید زمان جنگ تحمیلی بود و من هم به عنوان یک رسالت عظیم وظیفه خود می دانستم که آن نوع موسیقی را به جامعه رزمنده مملکت هدیه کنم که با حال و هوای آن دوران مطابقت داشته باشد که با دوستان هنرمند آثاری را در صداوسیمای مرکز کرمانشاه اجرا نمودیم که بارها از شبکه های سراسری پخش شد. به عنوان نمونه آهنگهایی از سیاوش نورپور که با صدای بنده پخش شد آهنگ " ایرانی جنگه ،مسلمان جنگه"، "مردم باینه جنگ" و آهنگ معروف "بسیجی"بود و در حدود 35 اثر در زمینه جبهه و جنگ اجرا کردم که در آرشیو رادیو و تلویزیون کرمانشاه موجود است.
- الان هم با صداوسیمای مرکز کرمانشاه کار می کنید؟
** گر چه خیلی دوست دارم که با صداوسیمای مرکز کرمانشاه افتخار همکاری داشته باشم اما به علت حجم کاری در تهران از این سعادت محرومم.
- بعد از جنگ تحمیلی موسیقی پاپ در کشورمان رونق به سزایی گرفت و خیلی ها در این وادی به فعالیت پرداختند و پیشرفتهای محسوسی در این رشته به خوبی دیده می شود و صدا و سیما هم خیلی به پخش این آثار می پردازد.به نظر شما دلیل رشد سریع این نوع موسیقی در کشورمان چه بوده است؟
** در بعد از جنگ تحمیلی و با رشد سریع جمعیت جوان باید موسیقی هم با خواست زمان حرکت کند که خوشبختانه مسئولین امور هنری مملکت عاقلانه ترین و بهترین شیوه را انتخاب کردند. چرا که همه به خوبی می دیدند که موسیقی های لوس آنجلس همانند اسید از آنسوی مرزها سرازیر گشته وتمامی ریشه ها و کلیت موسیقی ما را در خود حل می کند که وزارت ارشاد و صداوسیما با سیاستهای کاری خود طرحی جامع در این زمینه ریختند وبا استفاده از هنرمندان برجسته ای که در موسیقی پاپ دستی داشتند کار این نوع موسیقی را رونق دادند و با این کار الحق ولانصاف آن موسیقی های بی هویت ناکام ماندند وامروز می بینیم که گسترش و پیشرفت موسیقی پاپ حتی به مرزهای جهانی و خارج از کشورمان هم رسیده و این را به عینه شاهد هستیم که همان لوس آنجلسی ها می آیند و از ما تقلید می کنند،چه در تنظیم آهنگ،چه در ساختار ملودی ، چه در هارمونیزه و ارکستراسیون و چه در شیوه بیان اشعار.
- کاست اخیرتان(آخرین برگ)که در واقع می توان آن را بازگشت مجدد شما به عرصه موسیقی پاپ دانست بسیار مورد استقبال مردم سراسر کشور قرار گرفت وبارها بنده می دیدم که در تهران یا کرمانشاه مردم با اشتیاق تمام به تهیه این اثر اهتمام می کردند. انگیزه شما به ارایه این کار و بازخوانی ترانه های قدیمی چه بود و استقبال مردم را چگونه می بینید؟
** در مورد این اثر اولا وفاداری و نوع دوستی و علاقه به هنر کرمانشاه باعث شد که یکی از دوستان شاعرم به نام محمد علی چاووشی که تهیه و تدوین این اثر را به عهده داشتند با صرف هزینه های بسیار زیاد برای پرداخت حق نوازنده ،ترانه سرا،صدابردار و . . . و تشویقهای مکررایشان و دیگر دوستان و با یاری و مساعدت آقای چاووشی در سرایش اشعار کاست، این اثر را به بار نشاندند و آهنگهایی که فقط مردم کرمانشاه آن را می شناختند و شنیده بودند به اثری تبدیل شد که کل مملکت اسلامیمان و حتی خارج از کشور از آن استقبال کردند که خود من هم فکر نمی کردم به این شکل از این کاست استقبال شود.
- بعد از " آخرین برگ "چه اثر دیگری در دست تهیه دارید؟
** کاستی دیگر که باز با تلاش آقای محمد علی چاووشی، مراحل ضبط ارکستر آن تمام شده و در مراحل پایانی فنی است و انشاالله در آینده ای نزدیک آن را به مردم عرضه می کنیم. این اثر که نام آن "آلونک" به معنی کلبه چوبی کوچک است از آقای فرشاد رستمی که یکی از جوانان خوش خلق و هنرمند دیارمان هستند برای تنظیم این اثر استفاده کردیم.
- در حال حاضر با چه گروه هایی مشغول به کار هستید؟
** الان با ارکستر بزرگ پاپ صداوسیما در تهران چند کار جدید از ساخته های خودم و استاد فریدون شهبازیان دارم که در حال ضبط و تمرین آنها هستیم.
---------------------
گفتگوی دوم: شماره 517 روزنامه آوای کرمانشاه - روز دوشنبه 19 اسفند ماه 1381
یاد قدیما تو کوچه میعاد
هر گاه در کوچه پس کوچه های قدیمی، آنجا که با نمش بارانی افتاده در دامان نسیم ،بوی طراوت و "یاد" به مشام جان می رسد قدم می زنی از جای جای آن زمزمه دل آزردگان خسته ای به گوش می رسد که در پرچین باغ صدای دل انگیز "طاهرزاده" قدم می زنند.
به واقع صدای منوچهر طاهرزاده هر کرمانشاهی صاحب دلی را به وجد می آورد و او را در وادی خاطره ها سبکبال و مهربان رها می سازد و براستی صدای زیبا و خاطره انگیز او برای همه کسانی که دلی عاشق و سری پرشور دارند همیشه جاوید و ماندگار است.
ترانه "صدای آشنا" و " پاییز" که از عشق و حسرت و غمناکی ایام می گوید،" کوچه میعاد " که خاطره گذشته ها را برای اهل یاد و خاطره زنده می کند،"بیا منو باور کن" از ناباوریهای روزگار سخن می راند و آلونک" از تنها شدن دم می زند و همه و همه از لطافت و ظرافت مختص به این هنرمند ارزشمند نشات می گیرد.
بیاد می آورم که اولین دیدارم با آقای طاهرزاده در حدود سال 1374 جهت تکمیل نمودن تحقیقات جلد اول کتاب "تاریخ موسیقی کرمانشاه " بود و از آن تاریخ تا کنون بر چهره ایشان آثار خستگی فراوانی نمایان گشته است و در این مدت گرد وغبار رنج و ملال دیگران بر چهره همیشه متفکر وی نمایان گردیده است..
به واقع طاهرزاده مشوق بسیار ارزشمندی برای جوانان هنرجو و هنرمند این دیار است و این الگو پذیری موجبات رشد و تعالی بسیاری از جوانان را فراهم نموده است.
منوچهر طاهرزاده در حال تمرین با گروه " آراد" بود و سرپرستی و تهیه کنندگی این گروه با آقای احمد پیرستانی از هنردوستان اصفهانی است که رنج زیادی برای رونق بخشیدن به موسیقی کرمانشاه می کشد.
وی یاریمان می کند تا به دیدار منوچهر راه یابیم و دقایقی را در لطافت کلام و نگاه ناگفته هایش بگذرانیم. با هم می خوانیم:
- آقای طاهرزاده،در حال حاضر به چه کاری مشغولید؟
** بنده فعلا با گروه موسیقی پاپ " آراد" تمرین دارم که این گروه متشکل از جوانانی است که جزء ورزیده ترین و علمی ترین گروههای موسیقی است که سرپرستی آن را دوست گرانقدر آقای احمدرضا پیرستانی که در واقع حامی هنرمندان هستند، به عهده دارد و پس از کنسرت کرمانشاه در کشورهای خلیج فارس،ایرانیان اتریش،سوئد و . . . کنسرت خواهیم داشت.
- بعد از کاست "آلونک" چه اثر دیگری در دست تهیه دارید؟
** کاست جدید بنده به نام " در حریم زیتون" است که آهنگساز و خواننده آن خودم هستم در حالی که اشعار زیبای آقای "کیومرث حیدری مشهور" لطف و صفایی دیگر به حریم زیتون داده است.
- در بین آثارتان کدام را بیشتر می پسندید؟
**ترانه "پاییز"
- چرا؟
**چون به خاطر فضای سیاسی آن زمان که اوایل انقلاب بود و پس از آن جنگ تحمیلی آغاز شد و در واقع برگ ریز جوانان این انقلاب که هر خانواده ای در عزای عزیزی به سوگ گل سرخی نشسته بود.
- آقای طاهر زاده!ترانه " کوچه میعاد" خیلی زیبا و احساسی اجرا شده است و بنده هر وقت این اثر را می شنوم بسیار تحت تاثیر این کار شما قرار می گیرم،لطفا در مورد این اثر توضیح بفرمایید؟
**"کوچه میعاد " که اشاره فرمودید کوچه خاطرات و کودکی های من است و آن حال و هوای کوچه قدیمی خودمان را برایم زنده می کند و عصرها در کنار همسایه ها جمع می شدیم و واقعا آن کوچه بوی خاکش برای من بوی بهشت دارد و هر کس هم گرفتار یک عشق در کوچه و محل قدیمیش باشد بیشتر تحت تاثیر این آهنگ قرار می گیرد.
- حال که بحث را به "عشق" کشاندید،نظر شما در مورد عشق چیست؟
** به نظر من به جز "هنر" هیچ چیز دیگری نمی تواند عشق را بیان کند که هنر گویای واقعیت ملموس عشق است و تا عاشق نباشی نمی توانی با آن موسیقی که از عشق می گوید ارتباط برقرار کنی که "شوپرن هاور" می گوید: آنجا که زبان از سخن باز می ماند موسیقی آغاز می شود.
- آقای طاهرزاده،آن لحظه ای که ترانه بسیار زیبای" بیامرا باور کن"را می خواندی به چه چیزی می اندیشیدید؟
**سئوالات شما هر لحظه احساسی تر و سخت تر می شود(با خنده)
- خب اگر دوست ندارید به این سئوال پاسخ دهید،از آن می گذریم . . .
** نه خواهش می کنم. آن لحظه که ترانه بیا مرا باور کن را می خواندم به خانه های یک کوچه فکر می کردم که دیگر هیچ کس از گذشتگان در آن وجود ندارد و کسی در آن کوچه و محله نیست ولی من می خواهم به یک شکلی خود را به زندگی بقبولانم.
- این حس و حال به چه شکلی به شما دست می داد؟
**مثلا مرگ افراد و دوستانم و نبود آنها و مخصوصا تعدادی از همکلاسیهایم که خاطراتی را با هم داشتیم باعث می شود که آن حس و حال که عنوان شد برایم به وجود آید.
- اولین کاست شما در چه سالی و با چه عنوانی منتشر شد؟
** در حدود 19 سالگی بودم که اولین آلبوم من به نام " زنگوله" انتشار یافت و تا بعد از انقلاب که کاست "بیدلان" را به همراهی زنده یاد سهیل ایوانی ارائه دادم و پس از آن " آخرین برگ و " آلونک" بود.
- چطور شد که با گروه "آراد" همکاری کردید؟
**به علت حضور جوانان پرشور و توانا در این گروه که در واقع استعداد آنها توسط آقای احمدرضا پیرستانی که یک محقق در این زمینه هستند کشف شد و همچنین جوان بودن ارکستر مرا بر آن داشت که خوانندگی گروه مذکور را بر عهده بگیرم و از زحمات دوست عزیزم آقای پیرستانی که حقیقتا تلاشهای پیگیر و مصرانه ایشان باعث تشکیل این گروه گردیده صمیمانه تشکر کنم.
- در آثار شما رد پای "حسرت" و " عشق"به خوبی دیده می شود. به نظر شما این دو مورد در کدام آثارشما تجلی بیشتری دارد؟
** بله،در آثار بنده حرف اول را عشق می زند و بعد حسرت و حسرت به معنی افسوس به چیزهایی که داشتم و قدر آنرا ندانستم که در کاست آخرین برگ ترانه " صدای آشنا" و در کاست آلونک در اکثر ترانه ها پیداست.
- آقای طاهرزاده، چند جمله هست که می خواهم نظر شما را در این زمینه جویا شوم و در واقع چه برداشتی از این کلمات و جملات دارید؟
- گل نیشان
** نشان و نمونه یک گل
- پرسه
** خستگی روزمره را از تن بدر کردن
- مظهر خالقی
** لطافت مطلق گلهای کوههای سر به فلک کشیده کردستان
- کرمانشاه
** شنیدن صدای تیشه فرهاد
- په پوله
** قاصدکهای سرگردان
- بنان
** پرده مخملی تالار اندیشه موسیقایی ایران
- از بهترین آثار موسیقی که شنیده اید؟
** شیرینه سوزه از استادفریدون شهبازیان
- چه شعری روی شما بسیار تاثیر گذاشته است؟
**شعر " باران" از آقای ایرج رضایی متخلص به انور کرمانشاهی
- چه ترانه ای برای شما بیشتر خاطره انگیز است؟
** ترانه ای با صدای سقایی با این مطلع: هنوزم جای پاد مونده رو لب باغچه/گلوبند طلات مونده لب طاقچه
- حرف ناگفته ای اگر هست؟
** خیلی متشکرم از شما که تشریف آوردید و خصوصا از شما جناب آقای ایرج نظافتی که در ارایه چهره هنرمندان کرمانشاهی به سایر مردم کشورمان و حتی خارج از کشور زحمات فراوانی کشید و اثر ارزشمند "تاریخ موسیقی کرمانشاه"را خلق کردید که بنده خودم را حق گذار و وام دار ایشام می دانم و خواهش می کنم این صحبتهای آخر در مورد آقای نظافتی حتما عنوان شود.