ديروز روزنامه شرق متن مصاحبه اي با سفير انگليس در تهران را منتشر كرد كه در آستانه انتشار پيش نويس بيانيه ضد ايراني سه كشور اروپايي، انگلستان را طرفدار «مدارا با ايران» معرفي مي كرد.
«شرق» در بزرگترين تصوير و تيتر صفحه اول كه رنگ لوگوي نشريه نيز با آن تنظيم شده بود، چهره بسيار لطيفي از انگلستان به تصوير كشيد درحالي كه طي ماههاي گذشته و بخصوص در هفته هاي اخير نقش محوري در تنظيم قطعنامه و بيانيه هاي ضد ايراني ايفا كرده است.
اين روزنامه در مقدمه مبسوطي كه بخش عمده صفحه اول ديروز را به خود اختصاص داده بود، با عبارات بلندي از انگليس و «خدمات اين كشور در ايران!» تجليل كرد و به ياد خوانندگان آورد كه: «در مدت سه سال انگليس از حق هسته اي ايران حمايت كرده است»، «نقش انگليس در پذيرايي از 12هزار مشروطه طلب در باغ سفارت بي بديل بوده» و «محل بزرگترين رخداد سال 1943 يعني نشست سران انگليس، آمريكا و روسيه بوده» و اينكه «چرچيل 69سالگي اش را در ايران جشن گرفته است»!
شرق در مقدمه خود باغ سفارت انگليس و ساختمان آن را به گونه اي به تصوير كشيده كه گويي در اين محيط جز خدمت به ايران و ايراني اتفاقي نيفتاده است. اين درحالي است كه سفارت انگليس كانون كودتاي ضد اسلامي- ايراني رضاخان در اسفند سال 1299 و كودتاي سياه 28مرداد 1332 عليه دولت قانوني ايران بوده است و اينك نيز بخش عمده اي از هماهنگي ضد ايراني- پيوند خارج و داخل- در اين سفارت خانه انجام مي شود.
در اين مصاحبه سفير انگليس به تاريخ روابط ايران و انگليس اشاره مي كند و مصاحبه گران شرق كه مخالفان، منتقدان و دشمنان داخلي مصدق را به هر بهانه اي كه بتوانند مشت مالي مي دهند هيچ اشاره به آنچه در سال 1332 در ايران گذشت و اينكه انگليسي ها در آن نقش داشته اند يا نه نمي پرسند.
بحث به مسائل هسته اي كشيده مي شود. هيچ كس درباره مفاد ان.پي.تي و اين كه انگليس يكي از بزرگترين زرادخانه هاي هسته اي را دارد چيزي نمي پرسد و اينكه چرا بخش هايي از ان.پي.تي كه مربوط به خلع سلاح قدرت هاي اتمي است، فراموش شده است.
مصاحبه گران شرق به قهوه اي كه با سفير انگليس خورده اند و قهوه اي كه چرچيل با روزولت و استالين خورده اشاره مي كنند و باز هم خبري از كودتاي 28مرداد نيست. اين مصاحبه گران از اسرائيل هم نام مي برند و باز هم فراموش مي كنند درباره زرادخانه تسليحات هسته اي و نقش اعلام شده انگليس در تجهيز رژيم اشغالگر قدس به سلاح اتمي، كمترين پرسشي بكنند. بحث از همكاري ايران با آژانس مي شود كسي به همكاري هايي كه ايران كرده اشاره اي نمي كند و كسي هم اين را نمي پرسد كه ايران چه همكاري هايي نكرده است كه بايد مي كرده. بحث فقط درباره همكاري است.
عكس يك صفحه اول شرق به سفير انگليس درحالي كه فرزندش را در آغوش دارد، اختصاص مي يابد يعني باور كنيدا نگليسي ها مهربان تر از آن هستند كه عليه ما توطئه كنند و يا قطعنامه صادر كنند و يا اينكه بخواهند در تحريم عليه ما شركت كنند. باور كنيد انگليسي ها «حتي حاضر نيستند به احتمال حمله به ايران فكر كنند.» باور كنيد انگليسي ها آدم هاي خوبي هستند اگر مشكلي با آنها داريم مشكل خود ما است.
مصاحبه شرق با سفير انگليس به گونه اي پيش مي رود كه گويي پاسخ ها داده شده اند و بعد براي آنها پرسش نوشته شده است. پيام مصاحبه و اشاره اش يك چيز بيشتر نيست، با آمريكا رابطه نداريد انگليس كه هست! انگليسي ها منطقي اند!
در پايان اين مصاحبه سفير انگليس متقابلا از «شرق» و نقش آن تقدير كرد و از اين رو شرق نوشت: او در پايان اين گفتگو وجود مطبوعات قدرتمند را نشانه جامعه زنده ايران ارزيابي كرد و به ما روزنامه نگاران(!) توصيه كرد خود را دست كم نگيريم و به ما يادآوري كرد كه هر روز «شرق» را مي خواند.
امروز "حسین شریعتمداری" مدیر مسئول کیهان درباره اظهارات اخیر جناب شیخ مهدی کروبی و احساس خطر ایشان برای انقلاب و جمهوریت نظام،یادداشتی را نوشته اند که سئوالات تند و تیز و بی پرده ایشان از این شیخ اصلاحات بسیار قابل تامل است.ایـنـجــا را کلیک کنید.
استاد توفیق رفیعی، گزارش زیبای تصویری از شهرهای حماسه و ایثار " قصرشیرین " و " سرپل ذهاب " را در سایت سیروان قرار داده است.
ضمن تشکر از این روزنامه نگار توانای کرد،شما را به دیدن این تصاویر دعوت می کنم.
برای دیدن گزارش تصویری " قصرشیرین ایــنـجـــا را کلیک کنید و برای دیدن گزارش تصویری " سرپل ذهاب " ایــنـجـــا را کلیک کنید. .![]()
دولت آقای احمدی نژاد با شعار عدالت محوری و مهرورزی سر کار آمد و شور و شعفی را در میان مردم مناطق محروم و استان های غربی کشور خصوصا کرمانشاه ایجاد کرد.
انتخاب یک استاندار بومی که سابقه مدیریتی های متعددی از جمله مدیریت شهرداری یکی از مناطق تهران را در کارنامه خود دارد به شور و شوق مردم مظلوم و رنج کشیده کرمانشاه افزود از اینکه پس از گذشت سالیان سال بالاخره دولتی عدالت محور استانداری بومی را بر مسند مدیریت ارشد اجرایی این منطقه محروم منصوب نموده است.
اینک پس از گذشت چندین ماه از انتصاب مهندس غفوری به عنوان استاندار کرمانشاه متاسفانه نقدهای فراوان و پرسش های بی پاسخی در حوزه مدیریت ایشان نمایان گشته که جناب استاندار پاسخگویی به آنها را باید در دستور کار خود قرار دهد. اما پاسخگو نبودن این مقام مسئول که نماینده دولت خدمتگزار آقای احمدی نژاد در کرمانشاه به حساب می آید از یک طرف مردم را از نظام و انقلاب دلسرد می کندو زمینه سخن پراکندی برخی از مغرضان نظام در قالب اصلاح طلب را می گستراند، از طرف دیگر برفعالیت های شبانه روزی دولت خدشه های جدی و اساسی وارد می کند.
اگر در دایره انصاف مدیریت کنونی استان کرمانشاه را مورد نقد و بررسی قرار دهیم خواهیم دید که در حوزه کلان شهری،فرمانداری ها ،بخشداری ها،دادگستری،ارشاد اسلامی و . . . نقدهای اساسی وارد است و نه تنها هیچگونه پیشرفت محسوس و قابل قبولی دیده نمی شود،بلکه چه بسا در سطحی نازل تر و تاسف بار تر از گذشته ظاهر شده است!
ورای این مسائل،ارتباط مجموعه مدیریتی استان با رسانه های مکتوب به عنوان چشم و گوش جامعه در حدی است که گفته می شود حتی یک نشست مطبوعاتی!با جناب استاندار برگزار نگردیده و تمامی اخبار مرتبط با استانداری از کانال روابط عمومی و پس از کانالیزه شدن منتشر می گردد! که باید گفت این شیوه اطلاع رسانی مختص کشورهای دیکتاتوری و امپراطوری است که هیچگونه اعتقادی به مردم و افکار عمومی ندارندو این روش با آرمان های بلند انقلاب اسلامی و اهداف دولت عدالت محور و خدمتگزار کنونی در تضاد کامل است.
با این اوضاع و احوال باید اذعان داشت که مجموعه مدیریتی استان کرمانشاه بسیار ضعیف تر از استان های همجوار از جمله کردستان،ایلام و همدان عمل نموده است.نمونه بارز آن انتصاب برخی مدیران در فرمانداری ها از جمله فرمانداری پاوه است که استاندار محترم باید پاسخ دهند این انتصاب براساس کدام ادله منطقی صورت گرفته و چگونه صلاحیت ایشان مورد تایید مدیر ارشد اجرایی قرار گرفته است؟
واقعیت غیر از این نیست که اینچنین شیوه مدیریتی در استانی همچون کرمانشاه هیچگاه نمی تواند منادی عدل و عدالت و مهرورزی و معرف نظام مقدس جمهوری اسلامی در آن دیار کاملا محروم باشد.
روزسه شنبه - ۲۶ اردیبهشت ماه - یکی از اهالی کرمانشاه که از برادران حزب الله و از رزمندگان سرافراز هشت سال دفاع مقدس محسوب می شود راه تهران و البته دفتر کیهان را در پیش گرفته بود و با اسناد و مدارک مستند و معتبر از طرح دعوی خود در دادگستری کرمانشاه خبر می داد که با کمال تاسف پس از ۲۱ سال! هنوز نتوانسته بود حکم قطعی این پرونده دال بر درستی یا نادرستی ادعایش را بگیرد و نامه نگاری های او با مسئولین مربوطه هم راه به جایی نبرده بودو با اصرار فراوان از ما می خواست تا فریادش را در کیهان به گوش مسئولین برسانیم.«مطبوعات محلی استان در صورت درخواست رونوشتی از شکایت نامبرده در یکی از شعب حقوقی دادگستری کرمانشاه و نامه نگاری های متعدد وی را در اختیارشان قرار خواهیم داد.»
رئیس جمهور محترم بارها و بارها در سفرهای استانی خود این جمله را مکررا اعلام نمودند که " اگر بی عدالتی در هر نقطه از کشور دیدید آنچنان فریاد بزنید که من احمدی نژاد آنرا در تهران بشنوم."و اما اینک خطاب به آقای احمدی نژاد می گوییم که آیا این شیوه عملکرد مجموعه مدیریتی استان کرمانشاه، نامش عدالت محوری است؟!
امروز شواهد و قرائن چنین حکایت می کند که دفاع از کرمانشاه و کرمانشاهی و تلاش در راستای تحقق عدل و عدالت در آن منطقه منحصر به برخی نمایندگان کرمانشاه در مجلس شورای اسلامی شده است،و فقط شاهدیم که مثلا آقای دکتر فلاحت پیشه از راه آهن غرب کشور سخن می گوید،یا آقایان مصری،الیاسی و . . . از احقاق حقوق مردم کرمانشاه در مجلس و یا در مصاحبه های مطبوعاتی خود سخن می گویند و از مدیران استان و دستاوردهای احتمالی آنها خبری نیست.
با این حال امیدواریم استاندار محترم و سایر مدیران زیر مجموعه مدیریتی ایشان با رویکردی جدی به رسانه های مکتوب ضمن دفاع از فعالیت های دولت کنونی،بر شایعه پراکنی ها و اظهارات جسته و گریخته برخی از مدعیان اصلاح طلبی خط بطلان بکشند و عدل و عدالت که آرمان اصلی حکومت امام غایب(عج)است را به مردم کرمانشاه نشان دهند،و ما هم امیدواریم که حضرت ولیعصر ارواحنا فدا از ما راضی و خشنود باشند که قطعا جز پسند حضرتش قلم نخواهیم زد.
روزنامه غربگرای"شرق" به قلم محمد قوچانی سردبیر سکولار این نشریه، روزشنبه یادداشت توهین آمیزی را خطاب به دولت نوشتند که جای تامل داردونقد و نظرهایی را به همراه داشت.
"سعدالله زارعی"دبیر سرویس سیاسی کیهان امروز پاسخی را به اظهارات قلم به مزدی قوچانی نگاشته اند که باید به ایشان دست مریزاد گفت.این یادداشت را بخوانید:
ادامه مطلب
«
رييس دانشکده حقوق دانشگاه برکلي، تقدير نامه اي را درميان ابراز احساسات شرکت کنندگان دراين برنامه به وي((شیرین عبادی)) اعطا کرد. وي در سخنان کوتاهي از خستگي ناپذيري شيرين عبادي و روش مسالمت جويان مبارزه اجتماعي وي تقدير کرد وگفت که اين دانشگاه به حضور وي مفتخر است. . . » منبع: سایت ضدانقلابی " روز "
بیچاره به آن گروه از مسلمانان که منتظرند این خانم لائیک که کاسه لیس دشمنان این ملت است از حقوقشان دفاع کند.
واما باید گفت خانم عبادی خوش بگذرد!! از تفریحات سالم!! در آمریکا چه خبر!؟
گزارش روز کیهان در چهارشماره پی در پی
یکشنبه 24 اردیبهشت ، دوشنبه 25 اردیبهشت
سه شنبه 26 اردیبهشت ، چهارشنبه 27 اردیبهشت
گزارش از ایرج نظافتی
اهداف اولیه،واقعیت امروز
شنیدن نام انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران برای کسانی که در این حرفه نیستند این موضوع را یادآور می شود که کار این نهاد صنفی-همانند سایر اصناف مشابه-حمایت از روزنامه نگاران و رسیدگی به مشکلات فردی و اجتماعی آنهاست و به نوعی زبان گویای این قشر از جامعه است.
اما اگر عملکرد این نهاد صنفی را مورد ارزیابی منصفانه قراردهیم می بینیم که اهدافی ورای واقعیت های موجود در پس پرده این نهاد قرار دارد.
انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران در اقدامی نمادین و البته تکراری به مناسبت ۱۳ اردیبهشت روز جهانی آزادی مطبوعات،به پنج نفر از روزنامه نگارانی که برخی از آنها پرونده ای قطور در دادگستری داشته و دارند هدایایی تقدیم نمود،که پس از برگزاری این مراسم،سایت های خبری معاند از جمله بی بی سی، روز و . . . به پوشش خبری گسترده آن پرداختند.
بررسی این اقدام و اقدامات مشابه از جانب انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران نشان می دهد که این نهاد صنفی به دنبال القای این مسئله است که ضدیت با نظام جمهوری اسلامی و مخالفت آشکار و نهان با آرمان ها و ارزش های انقلاب اسلامی نماد یک روزنامه نگار واقعی و از اهداف مقدس! و اولیه این حرفه است.به بیان دیگر،هر روزنامه نگاری که هتاکی های رکیک تر و اهانت های عمیق تر و پرونده ای رنگین تر علیه نظام دارد و حمایت شبکه های خارجی و به تعبیر زیبای حضرت امام (ره) "بلندگوهای شیطان" را هم با خود داشته باشد نزد گردانندگان این انجمن از جایگاه رفیع تر و والاتری برخوردارند و به شیوه های مختلف هم مورد حمایت قرار می گیرد.
اهدای جوایز به افراد مسئله دار و معاند و سخنان بس نسنجیده برخی از آقایان به اصطلاح سخنران در جلسات این انجمن گواهی صادق بر این ادعاست.
نکته قابل تامل در مراسم اخیر این انجمن این است که "هاشم آغاجری " که در میان مدعیان اصلاح طلبی به سمبل و عصاره دینداری و آخر دینمداری! شهرت دارد،جالب است که جایزه مسعود بهنود روزنامه نگار سکولاریسم را به نمایندگی از او تحویل می گیرد و متن پیام ارسالی این عنصر فراری خارج نشین را قرائت می کند!
بر روزنامه نگاران حرفه ای پوشیده نیست که نقد عملکرد دولت و مسئولین بخشی از وظایف حرفه روزنامه نگاری به عنوان چشم و گوش جامعه است،اما اهدافی که این انجمن برای روزنامه نگاران در بیانیه های خود ترسیم می کند نه تنها پا را از نقد منصفانه فراتر نهاده بلکه آشکارا فعالان این عرصه را به مخالفت و ایجاد خصومت با سیاستمداران فرا می خواند.
واقعیت غیر از این نیست که مدیران این انجمن و همفکرانشان نه تنها به دنبال آزادی بیان به معنای واقعی آن نیستند،بلکه مروج نوعی مخالفت آشکار و نهان با نظام و انقلابی هستند که دستاورد خون پاک هزاران هزار شهید سرافراز این آب و خاک است.
انجمن به اصطلاح صنفی روزنامه نگاران ایران که امروز خود را از داعیه داران سینه چاک دفاع از آزادی مطبوعات به حساب می آورد و از کاسه داغ تر از آش هم داغ تر ظاهر می شود،به غیر از حمایت از عناصر معلوم الحال و صدور بیانیه های مختلف در محکومیت جمهورری اسلامی و همسو شدن با دشمنان تابلودار نظام،چه چیزی را در کارنامه چند ساله خود دارد!؟
انجمنی که حدود سه هزار عضو دارد،چرا و به چه دلیلی باید تریبون بلامنازعه و مستقیم چند عنصر معلوم الحال مغرض باشد؟عناصری که کارنامه فعالیت مطبوعاتی شان در دوران افراطی گری اصلاحات برهمگان واضح و مبرهن است . . .
قبلا گفتم که این وبلاگ به دلیل راه اندازی "سایت محله" تعطیل می شود،که با عرض پوزش باید بگویم تا افتتاح سایت جدید همچنان در این وبلاگ مطلب خواهم نوشت.بدین وسیله از دوستان عزیز پوزش می طلبم.
بزودی وبلاگ محله جای خود را به سایت محله خواهد داد.
فعلا تا آن زمان خداحافظ!

به اطلاع تمامی دوستان و همشهریان عزیز در کرمانشاه و کردستان می رسانم که اگر هر گونه شماره تماس و یا آدرسی از استاد مظهر خالقی -هنرمند بزرگ کرد- دارید در اختیار اینجانب قرار دهید.مطمئن باشید کامنت یا ایمیل شما محرمانه خواهد ماندو قطعا این کار خدمتی ارزنده به موسیقی کردی خواهد بود.
گزارش روز کیهان در پنج شماره پی در پی
چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ، پنج شنبه ۱۴ اردیبهشت ، شنبه ۱۶ اردیبهشت
یکشنبه ۱۷ اردیبهشت، دوشنبه ۱۸ اردیبهشت
این گزارش شامل مصاحبه با اساتید موسیقی همچون شهرام ناظری،علیرضا افتخاری،پرویز مشکاتیان،هوشنگ ظریف،کامبیز روشن روان،داریوش پیرنیاکان،جلال محمدیان،رضا فهیمی،علیرضا صنعتی،ایرج نعیمایی،محمد حسین همافر و . . .
«
مردمي که فکر مي کردند مي توانند براساس آيين هاي مذهبي 14 قرن پيش زندگي کنند و مي خواستند اختلافات کنوني را براساس راه حل هاي اجداد خود حل و فصل کنند، امروز مشکلاتي را پديد آورده اند که کاملاً بر همه مشهود است . . . من فکر مي کنم که مي توان افکار عمومي را براي يک مداخله نظامي عليه ايران آماده کرد، همان طور که در جريان جنگ عراق شاهد بوديم. مردم ايران از دولتشان بسيار انتقاد مي کنند . . . دموکراسي در ايران کامل نيست. دولت تهران تأکيد مي کند که اهداف اتمي اش صلح آميز است. آيا اين گونه اظهارات حقيقت دارند؟ »
این اظهارات گهربار! از شیرین خانم عبادی برنده جایزه صلح نوبل است که اخیرا با یک خبرنگار خارجی به گفتگو پرداخته است. مصاحبه مذکور با این عکس زیبا!! از ایشان مزین گردیده است.
زمانی که این خانم محترم در ایران بود از این دست سخنان بی پایه واساس فراوان بیان می کرد اما این بار بیان اینچنین سخنانی در کشورهای بیگانه از جانب ایشان چنین حکایت می کند که خانم عبادی به آرزوهای دیرینه اش رسیده و در دیار خارجه و با آزادی کامل و بدون هیچگونه قید و شرطی - مثل همین عکس فوق - هر آنچه که دل تنگش می خواهد می گوید و با هر حالتی که دوست داشته باشد می تواند عکس بگیرد، که در این رابطه باید به ایشان تبریک گفت! تبریک گفت که رنگ بی هویتی را بر دامان خود نشانده و نماد واقعی یک اصلاح طلب !! گردیده و به شعارهای داده شده توسط همفکرانش در دوران افراطی گری اصلاحات جامه عمل پوشانیده است . . .
هشدار به سایت هایی که مجوز قانونی ندارند
مديركل مديريت و پشتيباني فني شبكه در شركت فناوري اطلاعات گفت: قرار نيست اطلاعات كاربران و اينكه به كدام سايتها مراجعه كردهاند، در سيستم ايجاد بانك اطلاعاتي فيلترينگ كشور لحاظ شود، بلكه كار اين سيستم اين است كه سايتهاي غير مجاز را با الگوريتمهايي كه برايش تعريف ميشود، شناسايي و در ديتابيس ذخيره كند؛ تا سيستمهاي فيلترينگ موجود در سطح كشور خود را به واسطهي اطلاعات ذخيره شده در ديتابيس بهروز كنند.
اسماعيل رادكاني در گفتوگو با خبرنگار سرويس ارتباطات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در پي انعكاس گزارش روز گذشته مبني بر آغاز فعاليت آزمايشي پايگاه مركزي فيلترينگ ايران با قابليت شناسايي كاربران اينترنت و ذخيرهي تمام مراجعات آنها به سايتها، با بيان اين كه اين پايگاه با عنوان سيستم ايجاد بانك اطلاعاتي فيلترينگ كشور فعاليت خواهد كرد، اظهار داشت: در مقولهي فيلترينگ، بحث نرمافزاري، پايگاه داده و بانك اطلاعاتي مطرح است كه سيستمهاي فيلترينگ بايد از روي آن نسبت به بهروز كردن سيستمهاي خود براي فيلتر كردن اقدام كنند.
او افزود: اين امر باعث خواهد شد تا كل سيستمهاي فيلترينگ در سطح كشور به يك شكل عمل كنند، تا اگر به فرض قرار باشد سايتي ازسوي يك ICP فيلتر شود، ICP ديگر نيز نسبت به مسدود كردن آن اقدام كند.
رادكاني خاطرنشان كرد: در حال حاضر قابليتهاي شناسايي كاربران از روي IP آدرس، با استفاده از برخي نرمافزارهاي ديگر هم وجود دارد كه فرد ميتواند با كاربرد آن بر روي LAN خود، از اين بحث كه كاربرانش به كجا مراجعه ميكنند، مطلع شود. اين نرمافزار ممكن است ازسوي شركتهاي خصوصي و دولتي هم مورد استفاده قرار گيرد، اما تاكيد ميكنم كه در اين پروژه به دنبال اين بحث نيستيم.
او افزود: اين مركز همان طور كه در گزارش هم ذكر شده، بهمنظور يكسانسازي فيلترينگ سايتهاي غير مجاز در سراسر كشور و بوميسازي نرمافزار آن ايجاد شده است و هدف كاملا شفاف در اين پروژه، تشخيص سايتهاي غيرمجاز متناسب با الگوريتمهايي است كه براي سيستم تعريف ميشود.
وي در پايان تاكيد كرد: در پروژهي سيستم ايجاد بانك اطلاعاتي فيلترينگ كشور، بهدنبال ثبت اطلاعات مراجعهي كاربران به سايتها نيستيم؛ بلكه در مجموع اينكه چه سايتهايي غيرمجاز هستند، مهم است.
گفتني است: يكي از مهمترين ويژگيهاي پايگاه مركزي فيلترينگ كشور كه تا دو هفتهي ديگر فعاليت آزمايشي خود را آغاز ميكند، شناسايي كاربران اينترنت از روي IP آدرس و ذخيره تمام مراجعات آنها به سايتهاي غيرمجاز و معمولي در ديتابيس خود عنوان شده كه ازسوي مديريت شبكه و اپراتورهاي آن قابل استخراج است.
استاد مظهر خالقی یکی از گنجینه های ارزشمند موسیقی اصیل و عرفانی در کردستان محسوب می شود که متاسفانه سال های سال است که در کنج عزلت خویش سکوت را اختیار کرده،سکوتی که برای دوستارانش غیر قابل توجیه است.
خالقی در زمانی که ریاست رادیو و تلویزیون کرمانشاه را بر عهده داشت خدمات ارزنده ای را به موسیقی انجام داد که تا ابد بر تارک فرهنگ موسیقای مناطق کردنشین خواهد درخشید.
برای اطلاع از زندگی نامه این هنرمند بزرگ کرد، ادامه این مطلب را بخوانید.
ادامه مطلب
در مطلب قبلی عکسی از استاد مظهر خالقی را کار کردم که برخی از دوستان را به تعجب واداشت و برخی دیگر پیش بینی هایی را برای خود ترسیم می کردند.
حکایت از این قرار است که روز چهارشنبه - ۶/۲/۸۵- با رئیس مرکز موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جلسه داشتم و قرار بر این شد تا گزارشی ضرب الاجلی درباره وضعیت موسیقی در ایران تهیه کنم و تا پایان هفته آینده ارائه گردد و روزهای سه شنبه یا چهارشنبه هم در کیهان چاپ خواهد شد.
در جلسه فوق به دکتر همافر رئیس مرکز موسیقی وزارت ارشاد گفتم:بهتر نیست به همان خواننده های قبلی اجازه فعالیت بدهید تا دیگر آقایان در داخل وطن کمتر ادای آنها را در آورند؟پاسخ ایشان برایم خیلی جالب بود و گفت :((به برخی از آنها که مشکلی آنچنانی نداشته باشند اجازه خواهیم داد، مثلا چند روز پیش ایرج مهدیان،حسن شجاعی و چند نفر دیگر به ارشاد آمده و درخواست مجوز فعالیت داشتند که ما هم بررسی این امر را در دستور کار خود قرار داده ایم که اگر تایید شوند همانند آقایان گلپایگانی و ایرج به فعالیت می پردازند.همچنین خانواده فریدون فروغی هم در خواست انتشار آثار آن مرحوم را داشته اند.))
البته برخی دیگر از خانم های لوس آنجلس نشین هم با ارسال نامه به مرکز موسیقی ارشاد درخواست بازگشت به وطن را داشته اند که باید گفت: شتر در خواب بیند پنیه دانه . . .
در لابه لای صحبت های معاون وزیر گریزی هم به موسیقی کردی زدم و گفتم برخی از چهره های برجسته موسیقی در کردستان همچون استاد مظهر خالقی که از شخصیت های قابل احترام در میان کردها محسوب می شود، چه دلیل منطقی دارد که آثارش تا کنون منتشر نشده و در داخل خاک پاک کردستان شاهد فعالیت ایشان نبوده ایم و حتی صداوسیما هم تا کنون آثار ایشان را پخش نکرده است. معاون وزیر هم در پاسخ گفت :((اولا بنده این آقای خالقی را که شما می گویید نمی شناسم،در ثانی باید خود ایشان به وزارت ارشاد درخواست فعالیت نماید که پس از بررسی و هماهنگی با برخی مراکز مربوطه اگر مشکلی نداشته باشند می توانند فعالیت نمایند)). و خلاصه با اصرا بنده قرار شد ایشان درباره استاد خالقی استعلام کند و در صورت تایید این امر در شوراهای مختلف موسیقی این وزارت خانه، مراتب به اینجانب اعلام گردد.
دیروز هم به منزل استاد شهرام ناظری و علیرضا افتخاری رفتم و مصاحبه ای با آنها جهت کامل نمودن این گزارش انجام دادم که صحبت های شهرام ناظری برایم خیلی جالب بود و با همان لهجه کرمانشاهی خالص گفت : کوره ولمان بکون بینیم،آخه تو ای مملکت که معلوم نیس کی به کیه دیه موسیقی چه معنی میده،همه شدن ابی و داریوش و ستار ،همه گل و گیسشانه اناختن بیرون و برای بالای جلد نوار عکس گرفتن، یاروه اگه شلوارگه شه در بیاره وبا همان حالت برای بالای جلد نوار عکس بگیره هم زودتر بشش مجوز می دن و هم نوارگش بیشتر فروش میره،اصلا از هر چه موسیقی حالم به هم مخوره . . .
علیرضا افتخاری و شهرام ناظری اظهارات بسیار مهمی را بیان کردند که در همین گزارش خواهد آمد.
امروز می خواهم فارغ از مسایل سیاسی،در حال و هوای موسیقی سنتی و کردی باشم و فضای این وبلاگ را با تصویری از استاد مظهر خالقی مزین کنم. البته شاید اگر مجالی باشد ترمز سیاست را تا حدودی بکشم و تخته گاز وارد دنیای فرهنگ و هنر شوم ـالبته اگر اصلاح طلبان بگذارند!- در کیهان هم گزارشی مفصل درباره موسیقی خواهم داشت.
حالا این مطلب را داشته باشید تا بعد. . .
امروز حسین شریعتمداری،مدیر مسئول کیهان یادداشتی درباره ورود خانم ها به استادیوم های ورزشی نوشته که دیدگاه اصولگرایی اسلامی ایشان در رابطه با این تصمیم رئیس جمهور قابل ستایش است.
برای خواندن یادداشت امروز کیهان اینجا را کلیک کنید.
كروبي گفت عجب سخنان كوبنده اي بيان كردي!
«اگر من رقصيده ام خداوند فرزندانم را بكشد، اگر من رقصيده ام خداوند پدر و مادرم را لعنت كند، وقتي كه اين خبر را در كيهان و به نقل از ططري خواندم انگار خبر مرگ برادرانم را به من دادند. اي كاش چهار برادرم مي مردند و اين خبر را نمي شنيدم؛ من كي و كجا رقصيده ام؟...» اين پاسخ صدراعظم آلمان به ططري است كه با گويش كردي در چند سايت خبري و وبلاگ هاي شخصي غرب كشور با حالتي طنزآميز بيان شده است.
مصاحبه «اسماعيل ططري» مشاور عالي حجت الاسلام كروبي با نسل سوم بازتاب وسيعي در سايت هاي خبري داخل و خارج از كشور داشت و اظهارات صريح و بي پرده اش درباره صدراعظم آلمان و حزب اعتماد ملي و مسائل ديگر بسيار مورد توجه محافل سياسي و غيرسياسي قرار گرفت.
چند روز پس از چاپ اين مصاحبه، ططري در تماس باكيهان به نكات مهمي اشاره كرد كه ذكر آنها خالي از لطف نيست.
عين سخنان آقاي ططري چنين است: «شما اين سخنان مرا درباره مركل طوري بيان كرده ايد كه گويا منظور من با تمام زن ها بوده است و حتي چند نفر از خانم هاي فاميل هم از من گلايه داشتند كه چرا به خانم ها توهين كرده ام و خلاصه زن ها عليه من عصباني شده اند درحالي كه روي سخن من با اين مركل گيس بريده رقاص بوده است و معتقدم هر ايراني كه با اين سخنان مخالفت كند و حامي مركل! باشد ايراني نيست و از شاهنامه هم چيزي نمي فهمد! اصلا اين زن چگونه به خودش اجازه داده به امپراطوري ايران اهانت كند؛ بايد طوري پاسخ اين زن را بدهيم كه جرأت نفس كشيدن در برابر ايراني ها را نداشته باشد، چرا كه ايران مركز تمدن جهان بوده است.»
ططري با اشاره به اين نكته كه نبايد در برابر دشمن كوتاه آمد، مي گويد: «حيف نباشد مردم آلمان صدراعظم پيشين خود كه يك جوان رشيد، رعنا و خوش قامتي بود را رها كرده و امور مملكت خود را به دست اين زن نادان داده اند؛ امپراطوري ايران چه درگذشته و چه درحال حاضر دنيا را تكان مي دهد و اين زن اگر فهميده بود بايد مي دانست كه نژاد آريايي به ژرمني بسيار نزديك است و اين سخن نسنجيده را نمي زد و موضع ما در برابر اين اظهارات هم يك موضع ملي و ايراني است.»
ططري به كروبي اشاره مي كند و مي گويد: «آقاي كروبي هم مصاحبه مرا ديده و بسيار خوشش آمد و كاملا تائيد كرد و گفت: عجب مصاحبه جالبي، چقدر سخنان سنجيده و كوبنده اي بيان كرده اي!»
برخي از نشريات و سايت هاي غرب كشور به نقل از آقاي ططري اعلام كردند كه ايشان مصاحبه با كيهان را تكذيب كرده و گفته كه هيچگونه مصاحبه اي با كيهان انجام نداده ام! و برخي ديگر از اعتراض ططري به كيهان درباره سانسور اظهاراتش خبر دادند.
حاج آقا ططري درهمين رابطه مي گويد: «از روزنامه شجاع و با درايت كيهان كه سخنان مرا بدون سانسور چاپ كرد تشكر مي كنم؛ سلسله «كيانيان» از دلاوران ايراني در زمان پادشاهي كيقباد در شاهنامه بوده اند و هميشه با دشمنان مستبد مي جنگيدند و سرتعظيم در برابر زورگويان فرود نمي آوردند، اميدوارم كه شما كيهانيان هم يادآور آن كيانيان باشيد.»
مصاحبه ططري در نشريات استان هاي شمالي، جنوبي و غربي كشور و برخي از سايت هاي خبري عيناً منعكس شده و نقد و تحليل هاي متفاوت و فراواني دراين باره بيان گرديده است.
اما دراين ميان برخي از چهره هاي فرهنگي، ادبي و سياسي استان كرمانشاه در تماس هاي تلفني و ديدارهاي خود با نگارنده از درج اين مصاحبه اظهار گله مندي نمودند كه بايد گفت ديدگاه ما نسبت به كرمانشاه و كرمانشاهي همان ديدگاه است كه مي گويد:
به ستواري و سختي رشك پولاد
به راه عشق سرها داده بر باد
قرين بيستون، همسنگ فرهاد
ز كرمانشاهيان ياد اينچنين باد
اين روزنامه روز شنبه در گزارشي از بيروت نوشت: بالا گرفتن تنش بين ايران و غرب با ظهور يك ائتلاف سست ضد غربي- كه اسرائيل آن را «محور ترور» مي نامد- همزمان شده است.
به اعتقاد اين روزنامه، مركز اين ائتلاف كه در سرتاسر خاورميانه گسترده شده است، در ايران قرار دارد و چالشي جديد براي جاه طلبي هاي آمريكا در منطقه به شمار مي رود. اين ائتلاف در ماههاي اخير با تجديد روابط با كشورهاي منطقه از سوي ايران و تقويت آنها با برخي كشورها مانند سوريه و عراق و گروههاي حزب الله، حماس و جهاد اسلامي كم كم قوي تر شده است.
«سامي معبيد» يك تحليلگر سوري به روزنامه مذكور گفت: «ائتلافي كه اكنون در اين بخش از جهان در حال ظهور است، آفريده ايران است. اين كشور در نظر دارد موقعيت خود را با ايجاد ائتلاف با كشورها يا گروههايي كه مي توانند به طور موقت نقش و نفوذ منطقه اي آن كشور را ارتقا ببخشند، تقويت كند.» يك تحليلگر اسرائيلي نيز اظهارنظر كرد كه «يك ابر تاريك بر منطقه مستولي شده است كه نتيجه بيانات و اعمال رهبران ايران، سوريه و دولت منتخب حماس است.»
«كريستين ساينس مانيتور» در ادامه نوشت: اين ائتلاف كه بيشتر تاكتيكي است تا يك پيمان استراتژيك رسمي، سوريه و گروههايي مانند حزب الله لبنان، سازمانهاي شيعه لبنان، سازمانهاي راديكال فلسطيني مانند جهاد اسلامي و جبهه خلق براي آزادي فلسطين و همچنين چند متحد عراقي را دربر مي گيرد.
اين روزنامه آمريكايي با اشاره به اين موضوع كه «ايران اخيرا ميزبان يك كنفرانس سه روزه در حمايت از فلسطين بود كه در آن 50ميليون دلار به دولت تازه انتخاب شده حماس كمك كرد و روابط خود با ديگر گروههاي مبارز فلسطيني را مورد تاكيد قرار داد»، از يك محقق آمريكايي در دانشگاه اوكلاهما نقل قول كرد: «حدس من اين است كه آمريكا در موقعيتي ضعيف تر از آنچه كه در آغاز كار داشت، كار را به پايان خواهد برد.» چرا كه انتخاب احمدي نژاد مبارزه طلب در ايران، روابط بين ايران و سوريه و نيز ديگر كشورهاي منطقه را تحكيم بخشيده است.
مجموعه اي از انتخابات جديد در خاورميانه از جمله پيروزي شيعيان نزديك به ايران در عراق و روي كار آمدن حماس در فلسطين نيز به ايجاد اين ائتلاف كمك كرده است
فردا در کیهان باز هم مطلبی از آقای ططری خواهیم داشت که ایشان از کیهان به دلیل چاپ مصاحبه بدون سانسورش تشکر کرده، و باز هم به اظهارات تازه درباره صدر اعظم آلمان و آقای کروبی پرداخته است.
بازتاب بین المللی مصاحبه ططری در کیهان
پس از چاپ مصاحبه ططری در کیهان، نقدو نظرهای فرآوانی مطرح گردید.یکی از سایت های معاند نظام به قلم یک طنز نویس فراری مطالبی را آورده بود و یک سایت ضد انقلابی هم به بازتاب این مصاحبه با تیتر "سین جیم از طفلک ططری" پرداخته بود. یکی دیگر هم با تیتر "بازجویی کیهان از ططری" به انعکاس آن پرداختند.
نشریات متعددی هم در داخل عینا مصاحبه را چاپ کرده و برخی هم به نقد آن پرداختند.
در میان نقدهای مطرح شده زیباترین نقد را هفته نامه "جزر و مد" وابسته به سازمان بنادر و کشتی رانی استان هرمزگان آورده که نویسنده آن با قلمی بسیار قوی و شناختی کامل از مسایل سیاسی این گفتگو را به نقد کشیده است.در بخشی از آن چنین آمده است:((ططری همان اعتراض کروبی به کیهان را مطرح می کند از اینکه آقای کروبی تا ۵ صبح نفر اول بود . . . و خبرنگارکیهان هم همان پاسخ صفار هرندی سردبیر وقت کیهان را نثار ططری می کند:این پیش بینی یک کار حرفه ای ژورنالیستی بود . . . که البته پیش بینی مسایل سیاسی توسط ژورنالیست های حرفه ای را برای اولین بار مسعود بهنود مطرح کرد . . .))
هفته نامه "نسیم اصفهان" هم با درج یادداشتی تحت عنوان "کیهان به دنبال چیست؟" به خط اصلی مصاحبه اشاره می کند :((خبرنگار کیهان با پیش کشیدن مباحث کار آفرینی و مشکلات معیشتی مردم در حزب اعتماد ملی به دنبال همان جوابی می گردد که ناگهان ططری آنرا مطرح می کند:یک عده ای دور هم جمع شده و می گویند به هم تکیه بزنیم تا به ما حمله نشود! و البته همین سخن هم تیتر کیهان می شود.))
به نقل از خبرنگار کیهان در استان گیلان، هفته نامه آوای شمال هم تحلیل جالبی آورده :(( ططری از دست خبرنگار کیهان در یک بن بست گرفتار می شود که نه راه پس دارد و نه راه پیش، تا اینکه می گوید:برای رضای خدا سر من را به باد نده! و از مهلکه نجات پیدا می کند. ))
اما مضحک ترین تحلیل را هفته نامه "غرب" در کرمانشاه آورده که نویسنده بی نام و نشان آن با قلمی بسیار ضعیف - در حد انشاء دانش آموزان - بدون آشنایی با فضای سیاسی حاکم بر این مصاحبه وبدون کمترین آشنایی با مسایل سیاسی کشور به ظواهر قضیه پرداخته و طرح مسایل شغل و معیشت را دلیل بر عدم اگاهی خبرنگار کیهان با عملکرد احزاب سیاسی می داند! جالبترین نکته که هویت بی سوادی ناقد را مشخص می کند این است که از تعریف ژورنالیستی حرفه ای شوکه شده و آنرا باور ندارد!هر چند از این دست نشریات گل و بلبلی در کرمانشاه بسیار فرآوان یافت می شود.
نشریه "ساری۱۴۰۰" در استان مازندران و "هگمتانه" در همدان هم به انعکاس این مصاحبه پرداخته اند که تا کنون این نشریات به دستم نرسیده است.
یک اصلاح طلب روي آمريكا را هم سفيد كرد !!
«ما احتياج به نيروگاه اتمي نداريم، جمهوري اسلامي ايران براي قدرت نمايي سعي در پيش بردن برنامه هاي هسته اي خود دارد.»!
احمد شيرزاد نماينده مجلس ششم از اصفهان در مصاحبه با روزنامه ايتاليايي «ريپوبليكا» با بيان مطلب فوق، تلاش جمهوري اسلامي ايران براي دستيابي به فن آوري هسته اي را «كلاهبرداري»! و «عوامفريبي» معرفي كرده و گفت: «راه اندازي نيروگاه بوشهر هم ضرورتي ندارد و بايد تعطيل شود.»
نكته جالب توجه آن كه روزنامه ايتاليايي «ريپوبليكا» از يك سو مي خواهد احمد شيرزاد را يك دانشمند هسته اي! معرفي كند تا اظهارات وي براي خوانندگان روزنامه قابل قبول باشد و از سوي ديگر به خاطر اطلاع از بي بهره بودن وي از دانش هسته اي، اينگونه معرفي كردن را براي حيثيت روزنامه زيان بار مي داند بنابراين به يك ترفند ژورناليستي روي آورده و در آغاز خبر مي نويسد؛ محمدرضا خاتمي ،آقاي شيرزاد را يك دانشمند هسته اي مي داند!
چند ماه قبل احمد شيرزاد در سايت اختصاصي خود مقاله اي به مخالفت با فعاليت هسته اي ايران درج كرده بود كه به روشني از ميزان كم اطلاعي وي از دانش هسته اي خبر مي داد.
گفتني است در دولت سابق كه از سوي همفكران سياسي آقاي شيرزاد اداره مي شد از نامبرده براي مشورت در مسائل هسته اي دعوت شده بود ولي گزارش اين جلسات كه هم اكنون موجود است و توسط دوستان آقاي شيرزاد نوشته شده نشان مي دهد كه ايشان بهره چنداني از دانش هسته اي ندارد و به همين علت از تيم مشورتي كنار گذاشته مي شود.
رويكرد آشكار و بي پرده برخي از مدعيان اصلاحات به دشمنان وطنشان، صحت برداشت هاي قبلي درباره آنان را قوت مي بخشد.



